در دوران کودکی، در دستههای عزاداری حوالی دو محله قدیمی ناصرخسرو و میدان شهدای تهران ( زرین نعل سابق)، رقابت جالبی بین دستههای عزاداری شکل میگرفت که معمولا آئینهوار، از گفتگو و رفتار بزرگترها در گفتار بچهها منعکس میشد؛ برای مثال میگفتند که عَلَم هیات مسجد ما، چند تیغه فولادی از عَلَم هیات فلان مسجد بیشتر دارد و نظایر آن!
با این حال و با وجود این رقابتهای کودکانه، آنگونه که من به خاطر میآورم، همه آن هیاتها اصیل بودند و حتی شاید بتوان گفت که تقریباً همه هیاتهای آن روزگار، در شهر و روستا، با صفا و با طراوت بودند.
به ویژه مداحان هیات ما، عمدتاً بدون پول و مواجب میخواندند، تم و ملودی را از موسیقی پر طراوت فرهنگ خودی میگرفتند و مهمتر از همه، بسیار پاکیزه زبان و مودب بودند و هرگز در مجلس امام حسین «علیه السلام»، عربده نمیکشیدند و خودنمایی نمیکردند.
در همین حال و هوا، انقلاب شد و جنگ تحمیل گشت و مداحان آن محلهها که گاهی هم معلم تعالیم قرآن بودند و هم مداح و هم فرمانده بسیج، به خیل رزمندگان و سپس شهدا پیوستند و نامشان بر دیوارهای خیابانهای اصلی محلهها نقش بست؛ مداحانی که گاهی همه حقوق ماهیانه خود را نیز خرج هیات و مسجد و بسیج میکردند.
بله، هیاتهای زمان ما توسط مردم، یعنی همان "شهدا و شهیدپروران" اداره میشد.
آن دوران گذشت و امروز رسید با مداحان مواجببگیر پر ادعا و پر سر و صدای آراسته به به مجموعهای از سبکها و ملودیهای ابتذالگرا و عامهپسند (البته منکر وجود و ارزش حضور و فعالیت شرافتمندانه آن معدود افراد اصیل پاکیزه زبان نیستم).
اما امسال، در راهپیمایی اربعین شنیدم که آن موکب توسط فلان اداره دولتی و دیگری توسط فلان سازمان عمومی و آن یکی نیز توسط معاونت شهرداری فلان شهر، تامین مالی و اداره میشود!
خلاصه حکایتی است گستردگی بساط کسب و کار "زهد، به اعتبار پست اداری و انفاق و احسان از جیب بیتالمال، به دست مواجببگیران دولتی و حکومتی".
ظاهرا ما هنوز نیاز به آموختن داریم و خوب است که از آن دسته خیرین پاک نهاد کشورمان بیاموزیم که همه سرمایه و ابزار و حتی نیروی انسانی اداره خیریه خود را از درآمد شخصی خویش و همراهانشان میپردازند!
همچنین به مراتب مطلوبتر است که انفاق را از مردم شریف و میهماننواز عراق بیاموزیم که گاهی با ثروت خود و گاهی با همت خود و گاهی با همه هستی خود، به صفا و جلای رخداد بزرگ اربعین میافزایند.
اکنون ای دوستان دولتمرد! اگر در صدد حشمت و جاه آمدهاید، لطفا بساط «زهد دولتمراد» خود را جمع کنید و بروید.
ولی اگر برای خدمت آمدهاید، جاروب به دست بگیرید و منطقه را تمیز کنید، ولی بدون حق ماموریت و صرف هزینه عمومی!
اگر نه، بدانید که اینجا اصلا نیازی به حضور ماموریتی شما نیست، فقط لطف کنید و با حذف حضور شائبهدارتان، محفل مردم را پاکیزهتر نمایید.
این کمک بسیار بزرگی است، باور کنید.
خلاصه اینکه دولتمرادان دولتمردنما لطف کنند و فقط به دو مقوله بپردازند:
الف) حفظ امنیت منطقه؛
دو) حفظ بهداشت وسلامت مهاجران اربعینی.
البته بیسر و صدا و بی جنجال و بی حاشیه.
19 آبان 1396
برگرفته از کانال تلگرامی دانش مدیریت و حکومت
آراء و ديدگاههاي علي اصغر پورعزت؛
استاد دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
این وبلاگ تلاشی است در جهت ارایه یادداشت ها، دلنوشته ها و بحث و تبادل نظر در خصوص موضوعات مختلف مرتبط با رشته مدیریت در کلیه گرایش ها و سایر رشته های وابسته.