دکتر رضا طالعی فر؛ در پاسخ به سوال طرح شده، به نظر بنده راه حل های زیر منطبق با تجارب کاری و تحقیقات آکادمیک انجام شده مفید الفایده خواهد بود:
راه حل شماره 1: ایجاد یک پایگاه دقیق و به روز از کلیه مشتریان شرکت یا سازمان با درج اطلاعات و جزییات دقیق، بطوریکه این پایگاه مبنای تصمیمات مدیر بازاریابی و فروش سازمان قرار گیرد. همچنین بایستی توجه کرد که مدیریت بایستی بر مبنای این پایگاه مدون به دسته بندی دقیقی از مشتریان بر مبنای شاخص هایی از جمله میزان خرید، تعداد دفعات خرید و.... سازمان دست یافته و در این میان سودمندترین مشتریان شناسایی، جذب و به بهترین شکل نگه داری شوند و به نسبت مشتریان عادی خدمات اضافه تری بدان ها ارایه گردد. در این خصوص ریالز و ناکس (2001) بیان می دارند که در هر کسب و کاری مشتریان کلیدی وجود دارد. آنها مشترياني هستند كه از لحاظ استراتژيك براي سازمان از اهميت بيشتري برخوردارند و سودآوری بیشتری را در پی دارند و از اینرو کسب و کاری که نتواند در ارایه چنین دسته بندی قوی عمل نماید نوعا شکست خورده است.
راه حل شماره 2 : اهتمام ویژه به آموزش دقیق و به روز کارشناسان فروش و بازاریابی سازمان در جهت ارتقا و تقویت مولفه های مهم این شغل همچون مهارت های بیانی و ارتباطی، مهارت های خوب شنیدن، ارتقای سطح هوش هیجانی، افزایش صبر و حوصله،درک صحیح از خواسته خریدار یا مشتری و....
راه حل شماره 3: بایستی بدون فوت وقت نسبت به طراحی و اجرای سیستم شکایات و پیشنهادات مشتریان در سازمانتان همت بگمارید. ایجاد چنین سیستمی در سازمان محسنات بسیار فراوانی از جمله اطلاع از ضعف ها و قوت های محصول یا خدماتتان از نگاه مشتریان، آرام کردن مشتری عصبانی و تلاش در جهت حل مشکل وی، ایجاد تصویر مثبت و مسوولیت پذیر از شرکت شما در ذهن مشتری و نتیجتا اعتماد بیشتر به شما و.... دارد.
استفاده از مطالب فوق با ذکر منبع بلا مانع است.
این وبلاگ تلاشی است در جهت ارایه یادداشت ها، دلنوشته ها و بحث و تبادل نظر در خصوص موضوعات مختلف مرتبط با رشته مدیریت در کلیه گرایش ها و سایر رشته های وابسته.