دکتر رضا طالعی فر؛ یکی از مشکلات جدی پیش روی مدیران سازمان ها که نوعا می تواند تاثیرات مخربی بر عملکرد فردی و سازمانی بگذارد بی انگیزگی کارمندان در انجام وظایف شغلی مرتبط با خودشان است.
بی انگیزگی کارمندان خود می تواند به علت دلایل مختلفی از جمله عدم علاقه فرد به شغل یا پست سازمانی اش، حقوق و مزایای پایین، عدم استفاده از توانایی ها و شایستگی های فرد در محیط کار، عدم وجود آینده و چشم انداز شغلی مناسب، عدم ارزش گذاری مناسب به کارمند، وجود نظام ارزيابي عملکرد مبهم و نامشخص، عدم وجود نظام قدرداني و پاداش دهي موثر و کارا در سازمان و هزاران هزار علت دیگر بوجود آید.
بی انگیزگی نوعا نابود کننده تلاش و عملکرد است و از اینرو حل فوری و جدی آن بایستی در دستور کار مدیران سازمان قرار گیرد.
راهکارهای پیشنهادی منبعث از تجارب موفق شرکت های معتبر:
راه حل شماره 1: مدیریت بایستی در اسرع وقت کارمندان بی انگیزه را شناسایی نموده و سپس در جلسه ای با افراد مزبور علل بی انگیزگی آنها را جویا شده و نوعا وضعیت شغلی افراد از لحاظ ادامه کار، عدم ادامه یا تغییر محل فعالیت شغلی آنها را مشخص نماید. تعیین وضعیت بی انگیزگی کارمندان، خود می تواند دو حسن عمده را در برداشته باشد:
الف) شناسایی علل بی انگیزگی کارمندان در سازمان و تلاش در جهت رفع یا کاهش اثرات آن علت.
ب) جلوگیری از تسری بی انگیزگی در سطح سازمان
راه حل شماره 2: مدیریت سازمان بایستی به کارمندان ارج نهد. این ساده ترین و کم هزینه ترین راه برای برخورد با بی انگیزگی کارمندان است. وی بایستی بکوشد زمان هایی را با کارمندان بگذراند صحبت های آنها را گوش دهد، با آنها ورزش یا تفریح کند، غذا بخورد و افراد نوآور را تشویق کند، از کارمندان وظیفه شناس و مسوولیت پذیر قدردانی و تشکر نماید و در یک کلام ارتباط موثر و مداوم با آنها داشته باشد.
راه حل شماره 3: تحقیقات نشان داده است، کارمندان مشاغلی که دارای مسیر شغلی (کارراهه) مشخص، اهداف شغلی مدون، حدود وظایف و مسوولیت های مشخص، بازخور مناسب، استقلال عمل کافی هستند، کمتر دچار بی انگیزگی شغلی می شوند لذا بایستی مدیریت سازمان در طراحی شغل مقولات فوق را حتما مدنظر قرار دهد.
این وبلاگ تلاشی است در جهت ارایه یادداشت ها، دلنوشته ها و بحث و تبادل نظر در خصوص موضوعات مختلف مرتبط با رشته مدیریت در کلیه گرایش ها و سایر رشته های وابسته.