رضا طالعی فر؛ تئوری منبع محور، مزیت رقابتی پایدار سازمان را به مجموعه منابع آن، نسبت میدهند. در این دیدگاه، تمام داراییهای سازمان، قابلیتهای خاص آن، فرایندهای سازمانی، ویژگی های بنگاه، اطلاعات و دانش آن و هر چیزی که به سازمان اجازه دهد با طراحی و پیاده سازی استراتژیهای مختلف کارایی و اثر بخشی خود را افزایش دهند، منابع سازمان محسوب میشوند (ورنرفلت،1984). نظريه پردازان تئوري منبع محور، زيرساختي اقتصادي براي بررسي نقش منابع داخلي در كسب مزيت رقابتي را فراهم مي آورد. اين ديدگاه بر منابعي از سازمان تمركز دارد كه مي توانند منشا مزيت رقابتي در آن صنعت باشند(حاجی پور و مومنی،1388). نارایانان(2001) بیان می دارد که وقتي كه محيط خارجي به سرعت هرچه تمام در حال تغييـر و پيـشرفت است، تنها رويكردهاي داخلي مانند رويكرد منبع محور مي تواند مبناي ثابت و پايـداري را در اخذ تصميم هاي استراتژيك فراهم نمايد.
هیت (2003) عنوان می دارد که دیدگاه منبع محور، بـه ويژگـيهـاي درونـي سازمان توجه نشان مي دهد كه عبارت است از سرمايه هاي نيمـه پايـدار محـسوس و يـا غيرمحسوس. همچنين در مدل منبع محور، ريـشه اسـتراتژي سـازمان و نخـستين منبـع اعتبارات مالي آن، مديريت پوياي منابع و ظرفيت هاي رو به رشد آن است.
دیدگاه منبع محور تفاوت عملکرد بنگاه ها را در تفاوت منابع در اختیار و نحوه بکارگیری منابع می داند. این رویکرد تحلیل میکند که شرکت های موفق منابعی دارند که ارزش مجموعه آنها بیشتر از رقباست. بهطور منطقی این موضوع به این معنی است که شرکت هایی که عملکرد پایینتری دارند نیز ممکن است دارای مزیت رقابتی باشند ولی با ارزشی کمتر از رقبای موفقتر آنها. اگرچه معیار مقایسه شرکتها در رویکرد مبتنی بر منابع (در مقایسه با رویکرد سازمان صنعتی) بجای عملکرد، بهره برداری از منابع سازمان است، مزیت رقابتی باید بر حسب افزایش ارزش نسبی منابع و هزینه بر بودن تقلید آنها توسط رقبا تعیین شود(بارنی،2001).
این وبلاگ تلاشی است در جهت ارایه یادداشت ها، دلنوشته ها و بحث و تبادل نظر در خصوص موضوعات مختلف مرتبط با رشته مدیریت در کلیه گرایش ها و سایر رشته های وابسته.